بی سوادی بعضی افراد باعث شایعات تیلاپیا شده است

Tilapia%20Fishیکی از مطالبی که پس از به نتیجه رسیدن امکان تولید انبوه و اقتصادی ماهی تیلاپیا در ایران توسط برخی افراد مطرح شد بحث تهاجم ماهی تیلاپیا است. برای توضیح در این خصوص ضمن ارجاع به قسمت اول و دوم “ماهی تیلاپیا ضرورت و ابهام” باید ابتدا به نکاتی اشاره شود. اساسا مهاجم بودن یک گونه به شرایط مختلفی بستگی دارد و الزاماً یک گونه در هر شرایطی مهاجم بحساب نمی آید کما اینکه در برخی مناطق مانند منطقه وسیع آبهای داخلی و استان های مرکزی شرایطی برای تهاجم وجود نخواهد داشت امکان توسعه و تکثیر و توزیع در سطح اکوسیستم وجود ندارد.
ثبت یک گونه در پایگاه تخصصی گونه های مهاجم (” فهرست (IUCN)”) براساس تعاریف موجود در پایگاه مذکور براساس جابجایی توسط انسان و پیوند خوردن به منطقه جدید انجام شده است و با این تئوری هر موجود زنده ای در هر مکانی که از ابتدای خلقت بوجود آمده باید در همان مکان بماند و هرگونه جابجایی باعث برهم خوردن تعادل زیست محیطی قلمداد می گردد. درحالیکه گونه های مفید و پرتولید و دارای اختصاصات منحصر بفرد در همه جای دنیا مورد کاربرد و پذیرش هستند و گونه های مثمرثمر خواه ناخواه توسط افراد مبادله می شوند و قطعا در این زمینه وجود مقررات و تعاریف بسیار مفیدتر خواهد بود تا فعال شدن مبادلات غیررسمی و زیرزمینی که عواقب نامطلوب آن اجتناب ناپذیر است (اتفاقی که بر اثر سختگیری های بیش از حد درمورد تیلاپیا، در کشور روی داده و گزارشات از ورود و فعالیت غیررسمی آن در نقاط مختلف کشور وجود دارد).
با تأملی در لیست گونه های مهاجم” فهرست (IUCN)” که بعنوان یکی از اسناد معتبر در محافل محیط زیستی از آن یاد می شود و در اکثر مصاحبه ها و گزارشات مستخرجه از سازمان محیط زیست با استناد به این لیست، بویژه تیلاپیا را بسیار مهاجم خوانده و سندی بر اجتناب از تولید این گونه در کشور مطرح می گردد، می توان اسامی گونه های بسیار آشنا در زمینه های مختلف را در همین لیست مشاهد نمود. در لیست “بدترین 100 گونه مهاجم جهان” تیلاپیای گونه موزامبیک (Oreochromis mossambicus) آمده و نامی از تیلاپیا نیل (O. niloticus ) وجود ندارد. جالب است که گونه تیلاپیا موزامبیک در فروشگاههای اکواریومی سراسر کشور براحتی یافت می شود و تاکنون هیچ اظهار نظر یا نگرانی در این زمینه دیده نشده است.

در لیست بدترین 100 گونه IUCN بعنوان مثال در حوزه آبزی پروری مهمترین گونه های پرورشی ایران و جهان شامل گونه های گرم آبی از قبیل : کپور معمولی Cyprinus carpio. در ماهیان سردآبی نیز قزل آلای رنگین Oncorhynchus mykissو سالمون Salmo trutta که مشاهده میشود نمونه های غیر بومی قطب تولید آبزیان پرورشی کشور است که پیش از این به کشور وارد شده است. درحالیکه تمامی این گونه ها در لیست مذکور قرار دارند. در سایر حوزه ها نیز اگر جستجویی مختصر انجام دهیم مشاهده می شود که در لیست گونه های مهاجم ارائه شده توسط (IUCN) گاو، گوسفند، مرغ، اسب، حتی الاغ نیز دیده می شود و از آنها نیز بعنوان گونه مهاجم نام برده شده است. پس به نظر می رسد که استفاده از این لیست در تصمیم گیری های معرفی گونه ها و توسعه تولید منطبق با واقعیت های زندگی بشر و نیازهای طبیعی ازجمله تأمین غذا نمی باشد. در این زمینه باتوجه به تأکید صورت گرفته بر وجود تیلاپیا در فهرست گونه های مهاجم فهرست (IUCN) چگونه است که درمورد دیگر گونه های موجودات این لیست که قبلا ذکر شد (کپورها، قزل آلا، سالمون، گاو، گوسفند، مرغ،…) که نقش اساسی آنها در تولید، اشتغال و تغذیه در کشور ما و جهان برکسی پوشیده نیست، این تأکید صورت نمی گیرد؟ آیا این نوعی کاربرد سلیقه ای و استفاده نامناسب از ناآگاهی عمومی درمورد فهرست مذکور نیست؟ آیا برنامه ریزی تولید و تأمین پروتئین مورد نیاز جامعه بشری براساس لیست مذکور منطقی و عملی است؟ با نگاهی به تولید جهانی براساس گونه ها می بینیم که اساس تولید جهانی غذا بر پایه گونه های غیربومی که از نظر محیط زیست جزء فهرست گونه های مهاجم هستند صورت می گیرد.
در خصوص ورود تیلاپیای زیلی (Tilapia zilli) به خوزستان، این گونه تیلاپیا در شادگان از کشور عراق از طریق مرزهای مشترک آبی وارد شده است (برای اطلاع بیشتر میتوان به گزارش: USAID,May 15, 2006 در خصوص Iraq private sector growth and employment generation مراجعه نمود) و این گونه به شادگان معرفی نشده بلکه مهمان ناخوانده است. ضمن اینکه در کشور عراق بیش از 17 گونه تیلاپیا در حال پرورش است و احتمال ورود ناخواسته سایر گونه ها بغیر از زیلی هم وجود دارد. تیلاپیا زیلی از منابع آب مشترک با کشورهای مجاور وارد خوزستان شده و گونه دیگری از تیلاپیاست و ارزش پرورشی ندارد و در محیط پرورش مزاحم و آفت محسوب می شود. در همایش ملی تیلاپیا (اذر 93، بافق) سوابق مکاتبات و هشدار پژوهشکده ابزی پروری جنوب کشور به محیط زیست بدنبال مشاهده یک نمونه از ماهی تیلاپیا زیلی در سال 90 و پیگیری های پس از آن و عدم هرگونه واکنش محیط زیست ارائه گردید. موسسه تحقیقات علوم شیلاتی از طریق تریبون همایش ملی تیلاپیا ضمن ارائه سوابق هشدار ورود ناخواسته این گونه راجع به شیوع آن اطلاع رسانی نمود اما دریغ از کوچکترین فعالیت موثر و حتی کوچکترین عکس العملی از طرف دلواپسان. در زمینه زیلی موسسه هم در صف شاکیان قرار دارد. در این موارد چه ارگانی مسول مبارزه یا کنترل موجودات ناخواسته در زیستگاههای طبیعی می باشد ان هم در شرایطی که هشدار ورود آن رسما از سال ها قبل داده شده بود؟ در این زمینه دلواپسان با جوسازی و متهم کردن از زیر بار مسئولیت خطیر حفظ محیط زیست شانه خالی می کنند. خوزستان بخش اعظم آب های داخلی کشور را داراست و ضرورت پایش این منابع آبی بدیهی است.
در عصر علم و تکنولوژی برنامه ریزی ها مبنای علمی دارد. در برنامه ریزی های کلان تحلیل سوات (چالش و فرصت در کنار یکدیگر) صورت می گیرد و تاکید صرف بر نقاط مثبت یا منفی مبنای علمی ندارد و نتیجه بخش نیست. مع ذالک امروز جهان علم و تکنولوژی های روزآمد و استانداردهای جهانی برای رفع نگرانی های محیط زیستی را معرفی نموده است.

بسیار جای تعجب است که برخی کارشناسان مدعی بیان کنند تیلاپیای نیل از زیلی خطرناک تر است!!. حتی در جلسه هم اندیشی نخستین سن بلوغ زیلی را 2 سالگی!!! عنوان نمودند. مراجعه مختصر به منابع علمی حاکی از انست که نخستین سن بلوغ تیلاپیا زیلی بسیار کمتر بوده (اندازه 9-11 سانتیمتر) میباشد. عجیب تر اینکه نگهداری تخم در دهان به عنوان شاخص زاداوری بیشتر در تیلاپیا نیل بیان شده است!!! ادعاها باید براساس یافته های پژوهشی باشد نه جملات عوامانه روزنامه ای شعارگونه (مانند خطر بیشتر گونه نیل از زیلی!!). محدوده مینیمم تحمل دمایی در زیلی 5/6 درجه سانتیگراد و محدوده تحمل شوری از آب شیرین تا شوری 45 گرم در لیتر است و این گونه یکی از گونه های تیلاپیا با تحمل بسیار بالای شوری است بطوریکه شوری آب دریا را براحتی تحمل می کند. ازسوی دیگر در میان تیلاپیاهای مختلف تحمل نیل نسبت به شوری از همه کمتر است و تا شوریهای 18 گرم در لیتر رشد دارد و محدوده مینیمم دمایی نیز برای نیل دمای 5/10 درجه ذکر شده است که در هر دو مورد دامنه از زیلی بسیار محدودتر است. آیا این محدوده ها نشان دهنده خطر شدید گونه تیلاپیای نیل و خطرناک تر بودن از گونه تیلاپیا زیلی است ؟!!!! این مطلب بسیار بدیهی است و از مدعیان دانش و تخصص بسیار بعید به نظر می رسد. آیا این نظرات و مبانی غیر علمی این مخالفت ها قابل ارائه دربرابر استانداردهای معتبر جهانی و مورد تأیید ,ACC, BAP, ISRTA, EPA TAD WWF, و FAO هستند؟!

موضوع دیگری که برخی مطرح میکنند بحث رودخانه های شمال است. بنا بر بررسی های موجود عموما ماهیان در این مناطق در فصل سرد و در دمای پایین مهاجرت خود را انجام می دهند و تخمریزی آنها در سرمنشا رودخانه ها در آب سرد شکل می گیرد و در این شرایط تیلاپیا اصلا امکان حیات ندارد (تیلاپیای پرورشی منطقه بافق در زیر دمای 20 درجه سانتیگراد دچار استرس، عدم تغذیه و رشد و در دمای 11 درجه تلف می شود). امروزه چند گونه بومی مهاجر در رودخانه ها وجود دارد؟ که تیلاپیا بخواهد برایشان مزاحمت ایجاد کند؟ آیا بهتر نیست بجای کلی گویی مصداق های آن را بیان کرد؟ از سوی دیگر باتوجه به محدوده تحمل شوری تیلاپیای نیل و عدم تکثیر و پرورش در شوری بالاتر از ppt20 این گونه در خلیج فارس و دریای عمان هیچ شانسی برای بقا ندارد و نگرانی از این بابت بی مورد است. البته سایر گونه ها که تحمل شوری های بالاتر را نیز دارند ده ها سال است توسط کشورهای عرب جنوب خلیج فارس بطور وسیع در شرایط اب دریا پرورش داده می شوند. اما گزارشی در آبهای ایرانی ذکر نشده است.
درمورد “کیفیت آب” و نگرانی مطرح شده از ورود این ماهی به “مخازن آب آشامیدنی، تهدید ملی خواندن تیلاپیا، احتمال راه یابی به مخازن سدها، سپس تکثیر زیاد و کاهش حجم آب سدها و تلفات انبوه منجر به الودگی اب اشامیدنی” انصافا بحثی شگفت انگیز است. اساسا تولید این آبزی در استخرهای پرورشی مورد نظر است نه سدهای آب شرب. ازسوی دیگر در بافق و کل استان یزد هیچگونه سد آب شرب وجود ندارد! در این صورت برای اطمینان از سلامت آب آشامیدنی باید پیشنهاد کرد ورود هرگونه سموم در کشور ممنوع شود. چراکه ممکن است شخصی با چند گالن سم یک سد را آلوده کند و شهروندان یک شهر را مسموم کند!
با توجه به بحران آب موجود در کشور، گونه تیلاپیا گونه ای است که برای پرورش در نواحی مرکزی سازگار بوده و نیاز آبی بسیار کمی نسبت به سایر ماهیان پرورشی دارد. این ماهی می تواند در منابع آب شور زیرسطحی نواحی مرکزی ایران که برای هیچ مورد دیگری مثل کشاورزی و صنعت قابلیت استفاده ندارند پرورش یابد و منشأ توسعه این مناطق باشد. ضمن اینکه در این نواحی ماهیان بومی اقتصادی وجود ندارند و امکان توسعه بسیاری از آبزیان در آن فراهم نیست و توسعه فعالیت های شیلاتی در امنیت غذایی این مناطق کشور بسیار مفید خواهد بود. ضمناً به موجب قانون سد آب شرب برای آبزی پروری ممنوع است

در اقلیم نواحی مرکزی ایران که مورد بحث پرورش تیلاپیا می باشد گونه آبزی بومی وجود ندارد و حتی طبق تأکید صورت گرفته بر پرورش گونه های بومی، گونه بومی باارزش شیلاتی وجود ندارد و سایر گونه هایی که در ایران هستند در درجه اول بومی اقلیم نواحی مرکزی نیستند. گونه ها از نظر بومی بودن تابع نقشه جغرافیای سیاسی که ما انسان ها وضع می کنیم نیستند! یعنی بعنوان نمونه ماهی خاویاری هرچند بومی دریای خزر است اما بومی خوزستان سمنان …. نیست. ضمن اینکه استعداد تکثیروپرورش در مقیاس گسترده و تجاری را با سوددهی مانند تیلاپیا ندارند که اگر چنین بود نه تنها ما که کشورهای دیگر نیز به ان می پرداختند. گونه هایی که ارزش ابزی پروری دارند در جهان مشخص هستند و بهمین مناسبت قزل الا از امریکا ، تیلاپیا از افریقا، و … گونه های دیگر به نقاط مختلف جهان معرفی شده اند. هرچند جنبه های مختلف آبزی پروری گونه های دیگر نیز متناسب با ظرفیت های موجود در دیگر مراکز پژوهشی شیلاتی کشور دنبال می شود.
نگاه اجمالی به امار تولید ابزیان پرورشی جهان نشان می دهد که اساس تولید جهانی بر پایه گونه های غیربومی است. ابزیان ارزشمند شیلاتی گونه های مشخصی هستند (که عمدتا براساس قابل حصول و مناسب بودن هزینه های سیستم های تولید، هزینه ها، اقلیم های مختلف، بازارپسندی،….) به این جایگاه رسیده اند. لذا اگر پرداختن به تولید ابزیان صرفا بومی مبنای علمی داشته باشد، تقریبا ابزی پروری در جهان باید تعطیل شود! بعلاوه تاکید می شود بومی بودن گونه ها براساس مرزهای جغرافیای سیاسی که زاده ذهن بشر است تعریف نمی شود. مثلا آیا ماهیان شیربت و بنی را بومی ایران می دانید؟ یا بومی خوزستان؟ یا مناطقی از خوزستان؟
این عبارت که تیلاپیا اثر منفی بر کیفیت آب داشته و باعث غنی سازی آب ها می گردد باید گفت تولید مواد ارگانیک در پرورش آبزیان در مورد همه گونه ها مطرح است و این مسئله به میزان غذای مصرفی و به میزان پروتئین موجود در غذا بستگی دارد و تیلاپیا میزان پروتئین (30-25 درصد) بسیار کمتری نسبت به قزل آلا(45-40 درصد) نیاز دارد و در مورد مصرف کودها در مزارع تیلاپیا دقیقاً شبیه به روش پرورش گرم آبی ها مانند کپور و … می باشد و لذا مطرح کردن این موارد کلی گویی و مطابق واقعیت نیست.

در مجموع در جمع بندی مطلب فوق متاسفانه به نظر میرسد اخیرا نوعی تلاش در برخی رسانه ها آگاهانه یا ناآگاهانه در مسیر عدم تحقق تولید ملی با ارایه کلکسیونی از تیلاپیا هراسی و هموار سازی پدیده مفسده انگیز خطرناک قاچاق و فعالیت غیررسمی و زیرزمینی و توسعه واردات انبوه ماهی مورد تقاضای بازار کشور و خروج ارز، چیزی جز تثبیت عقب ماندگی و از دست دادن فرصت های اشتغال، تولید و رونق اقتصاد شیلاتی نیست. بدیهی است انتظار بر مدیریت روزآمد بخش های از بدنه دولت در بهره برداری از این اقتصاد روبه رشد در کشور است. چراکه بنظر میرسد ادامه این مقاومت ها بزودی بخش های مختلف با مجوز یا بدون مجوز بدلیل نیاز مبرم بازار و اقتصاد خود این امر را در دست گرفته و در این صورت دیگر شاید هرگونه مدیریتی در این روند بسیار مشکل خواهد بود.
فرهاد رجبی پور
وزارت جهاد کشاورزی
موسسه تحقیات علوم شیلاتی کشور
مرکز تحقیقات ملی آبزیان آب های شور

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

CLOSE
CLOSE
error: Content is protected !!